تبليغاتX
مو به مو - مقدمه کتاب رساله ی بردگی اختیاری
تحلیل مسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی

**فهرست **

۱. مقدمه ی مترجم

۲. اندیشه سیاسی اتین دو لابوئتی

۳. یادداشت ها

۴. سیاست اطاعت : رساله بردگی اختیاری

۵. بخش اول

۶. بخش دوم

۷. بخش سوم

۸. یادداشت ها

 

۱. مقدمه مترجم

شاید نام اتین دو لابوئتی برای بسیاری از خوانندگان و اهل مطالعه ، نامی نا آشنا باشد.

اما موضوعی که این اندیشمند سده ی شانزدهم فرانسه بدان پرداخته ، از دیرباز تا امروز

همواره عرصه تاملات و تحلیل های صاحب نظران و فیلسوفان اجتماعی بوده است .

لابوئتی در سال ۱۵۳۰ در یکی از شهرهای جنوب فرانسه متولد شد.

در دوران طفولیت ، پدر و مادر خود را از دست داد و تحت سرپرستی عمویش

که کشیشی کاتولیک بود ، پرورش یافت .

وی پس از گذراندن دوره ی متوسطه به تحصیل در رشته ی حقوق در دانشگاه اورلئان

پرداخت و در سال ۱۵۵۳ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد .

رساله ی حاضر ، در دوارن دانشجویی او ، یعنی در سال ۱۵۵۰ ، به رشته ی تحریر درآمد .

از جزئیات زندگی لابوئتی اطلاعات دقیقی در دست نیست و همان طور که در بخش نخست

کتاب شرح داده می شود ، شهرت وی بیشتر به دلیل دوستی و آشنایی نزدیک او با

میشل دومونتنی بوده است .

لابوئتی از آن دسته اندیشمندانی است که با جسارتی نبوغ آمیز ، قالب های فکری زمانه خود

را در هم می شکند و از مرزهای دوران خویش فراتر می رود .

به همین دلیل ، اندیشه ها و افکار سیاسی او قریب به بیش از یک قرن پس از نگارش

رساله اش در انقلاب کبیر فرانسه به بار می نشیند و از آن پس نیز در زمره ی

دوران سازترین آثار فکری قرار میگیرد.

فرانسه ی قرن شانزدهم در بطن رنسانس اروپا ، همانند ایتالیا ، آلمان و انگلستان در تلاطمی

بحران زا گذار به دنیالی نوین را تجربه می کرد .

دنیایی که در آن انسان از بند رسته ، در کانون هستی اجتماعی قرار می گرفت و در پی

شکوفایی فکری ، فلسفی ، ادبی و هنری خویش گام بر می داشت .

در این حیطه مقدامات ظهور نهضت های اجتماعی رهایی بخش ، ترویج آزادی خواهی ،

لیبرالیسم و مردم سالاری به تدریج قوی میشد.

آغاز عصر خرد گرایی ، تضاد بین نیروهای بالنده و عامل های کهنه و باز دارنده ، ظهرو

اصلاحات دینی توسط لوتر و ژان کالون ، اندیشه های بی بدیل آراسموس و ویلیام آکمی و

منازعات مذهبی بین کاتولیک ها و پروتستان ها ، شکاف روز افزون بین حکومت و کلیسا

و ... همه و همه زمینه ی گذار از واپسین دهه های قرون وسطا به دوران نوزایی را

فراهم می آوردند و نطفه ی بزرگ ترین انقلاب تاریخ اروپا را در خود می پروراندند .

در چنین اوضاع و احوالی بود که لابوئتی جوان رساله ی ممتاز خود را نوشت .

لابوئتی در رساله بردگی اختیاری با نگاهی ژرف بینانه و با تفکر فراسوی دوران خویش ،

برای نخستین بار ماهیت استبداد و چگونگی تشکیل ، تثبیت و استمرار حکومت های استبدادی

را بررسی کرده ، با طرح پرسش هایی که هنوز بدان ها پاسخ عملی داده نشده ،

فلسفه سیاسی نوینی را پی ریزی می کند .

او اولین متفکری است که با استناد به نمونه های فراوان استبداد گران به ویژه جباران دوران

باستان که به اعتقاد وی نسخه های تکرار شونده ی حکومت های دیکتاتوری

روزگار معاصرند ، علت دوام جباریت را در طی نسل های پیاپی تبیین نموده و

برای محو استبداد ، راهی عملی ارائه کرده است.

همین نکته ی اخیر است که جنبه ی درخشان و وجه امتیاز رساله ی او در مقایسه با

متفکران هم عصروی محسوب می گردد.

 همان طور که از نام رساله پیداست ، او کلید درک استبداد را در انتخاب داوطلبانه ی

توده های مردم می داند ، آن را بردگی اختیاری می نامد و در سراسر رساله براین

واقعیت تأکید می روزد که « حکومت استبدادی » چیزی نیست جز قدرتی که

توده های مردم با میل و رضایت خود به شخص حاکم تفویض کرده اند و 

« جبار » جز اطاعت و انقیاد داوطلبانه توده ها پایگاه دیگری ندارد .

در واقع ، لابوئتی اکثریت عظیم توده های مردم رابزرگترین تکیه گاه استبداد معرفی می کند .

پرسش هایی که لابوئتی طرح کرده است ، پرسش هایی سهل و ممتنع اند .

او می پرسد : « چرا هزاران و میلیون ها نفر به ظلم جبار تن می دهند و با ادامه ی

اطاعت و انتقال « اطاعت پذیری به نسل های بعدی ، دوام آن را تضمین می کنند ؟ »

و سپس پاسخ های بی بدیلی پیش روی ما می نهد که بیش از هر چیز ، بنیادهای روان شناختی

« تسلیم و توافق » با استبداد را تحلیل می کند .

لابوئتی خطاب به خیل عظیم بردگان خود خواسته فریاد بر می آورد که  « به جای اطاعت ،

مدارا و تحمل از پذیرش اطاعت سرباز زنید ، از جبار حمایت نکنید ، برای یک لحظه ،

خواستار آزادی شوید ، زیرا که آزادی حقی طبیعی و مادرزادی است .

آنگاه استبداد فرو می ریزد . »

استراتژی پیشنهادی لابوئتی ، مبنی بر « عدم رضایت مدنی » ، نیروی بالقوه ی توده ها را

 بدون نیاز به خشونت ، زور و خونریزی ، در جهت محو استبداد سازمان می دهد .

او توده های مردم را به شورش و قیام دعوت نمی کند ، بلکه آنان را به نوعی مبارزه ی منفی

فرا می خواند .

به جرأت می توان گفت که در تاریخ اندیشه ی سیاسی ، کمتر متفکرانی ظهور کرده اند که

همانند لابوئتی تنها به تحلیل و تشریح استبداد ، اکتفا نکرده ، برای از بین بردن آن ، استراتژی

عملی عرضه بدارند . او در توضیح خاستگاه استبداد ، با بصیرتی بی نظیر ، عوامل ظریفی

را جستجو می کند که در تکوین و تحکیم پایه های حکومت مطلقه نقش

تعیین کننده دارند ، عواملی همچون عادت ، سنت ، باورهای غلط و اکتساب .

متفکران اجتماعی پیش از لابوئتی ، حتی معاصران وی ، در آرای سیاسی و اجتماعی

خود از این نکته ی ظریف غافل بوده اند و از میان آنان ، تنها « مارکس » دو قرن

پیش از لابوئتی در اندیشه ی سیاسی خود به نقش نیروی عادت در جوامع انسانی

اشاره کرده است .

لابوئتی منظره ای از اجتماعات بشری را ترسیم می کند که در آن ، اکثریت عظیم توده ها ،

بدون کمترین آگاهی از حقوق انسانی و طبیعی خود ، استبداد و بردگی سیاسی را پذیرفته اند و

آن را یگانه شکل مطلوب یا گریز ناپذیر می پندارند ، مع هذا او از نقش و اهمیت هرچند

اندک روشنفکران آزادی خواه و نخبگان جامعه نیز غافل نیست .

او می نویسد : « همواره معدود افرادی هستند که داناتر از دیگران اند و سنگینی یوغ را

 احساس می کنند . این افراد هرگز اسارت را نمی پذیرند و پیوسته با آن در ستیزند ... .»

در اصل ، منظور لابوئتی از « دانایان » روشنفکرانی است که در تاریخ مبارزات اجتماعی

همیشه پیش تاز بوده اند و هر چند در دوران او این گروه اجتماعی هنوز به صورت

یک طبقه ی مشخص و مستقل در نیامده بود ، اما جایگاه و نقشی که لابوئتی برای

این گروه قایل است ، در قرون بعدی و نیز در جهان معاصر به درستی اثبات می شود .

امتیاز فکری لابوئتی در نظریه ی سیاسی او آنجا آشکار می شود که نه تنها با سلطنت مخالفت

می ورزد ، بلکه استبداد اکثریت و دولت سالاری را نیز مردود می شمارد : « ... اطاعت از

چندین ارباب به مراتب شوم تر است . »

او جباران را صرف نظر از جنبه های مشترک شان به سه دسته ی منتخب ، موروثی

و توتالیتر تقسیم می کند و علل و اسباب پیدایی هر یک از این سه نوع جبار را

 به تفصیل شرح می دهد .

گزافه نیست اگر بگوییم لابوئتی در ریشه یابی و تبیین استبداد و نسبت میان

حکومت کنندگان و حکومت شوندگان و نیز مقولات عمده ی نظریه ی سیاسی مدرن ،

 نکته ای را از قلم نینداخته است ، جامعیت و شمول رساله اش ،

وی را در زمره ی نظریه پردازان مدرن قرار می دهد.

این کتاب شامل دو قسمت است . قسمت نخست مقدمه ای است به قلم ماری آن روتبارد ،

استاد دانشگاه پلی تکنیک نیویورک .

در این مقدمه ، روتبارد اندیشه ی سیاسی لابوئتی را به تفصیل بررسی کرده است و

مختصری از زندگی و شرایط عینی و ذهنی دوران وی را ترسیم می کند.

قسمت دوم ، متن رساله ، شامل سه بخش است که سرفصل های آن در فهرست مندرجات

به طور مشروح آمده است .

به دلیل کثرت و تعدد نام ها و  اسامی خاص تاریخی ، غیر از توضیحات پایان هرقسمت که

براساس شماره مشخص شده اند ، مترجم نیز در مورد اسامی و اصطلاحاتی که لازم دانسته

توضیحاتی در پاورقی آورده است . 

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 23:15  توسط آیدا  |