|
تحلیل مسائل سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی
|
کتاب سیاست اطاعت رساله بردگی اختیاری
بخش اول : اندیشه های سیاسی اتین دولابوئتی
قسمت دوم بخش اول را در ادامه مطلب بخوانید

مطلبی که در ادامه میخوانید مقدمه کتاب نایاب بردگی اختیاری به قلم اتین دو لابوئتی است که بقیه کتاب به مرور بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.
در رابطه با بحث كتابخواني بخش عمومي آن را به اختصار به پايان رسانديم. حال سعي مي كنيم به قهر كتابخوان ها با كتاب بپردازيم. اولين و همه گيرترين معضلات:
عادت به كتابهاي مبتذل
براي جلوگيري از سوء تفاهم بايد عرض كنم كه منظور از مبتذل امور جنسي نيست. بسياري از كتابهاي بزرگ و پر شكوه مملو از نوشته هاي جنسي است، به عنوان مثال كتاب آهستگي اثر ميلان كندرا اصولاً به اين موارد مي پردازد.
برخي از اين كتابهاي مبتذل جنسي هستن و سعي دارند تنها به تحريك مخاطب بپردازند و شامل داستانهاي سكسي و با تمام جزئيات هستند. در واقع اين كتابها تفاوتي با فيلم هاي سكسي ندارند. خوشبختانه اين كتابها در ايران ( به صورت رسمي) وجود ندارد.
نوع ديگر اين كتابها آنهايي است كه در آنها شخصيتهاي آن عاشق هم مي شوند و بعد به هم مي رسند يا نمي رسند، همين
اين كتابها سعي دارند با تحريك احساست خوانندگانشان كه بيشتر دختر هاي 16 تا 20 سال هستند به سود برسند. اين كتابها با ارائه فضايي رويايي و احساسي خواننده را از زندگي واقعي دور كرده و و در پايان كتاب تنها سودي كه به مخاطبش مي رساند نگاه احساسي و غير واقعي به زندگي است.
قصد ندارم كه وجود عشق را در اين كتابها نقد كنم. عشق يكي از مهمترين مضامين در ادبيات است امّا عشق كجا و اين كتاب ها كجا.
اين كتاب ها را ميتوان به فيلمهاي هندي تشبيه كرد. فيلمي كه دو ساعت وقت و پول هزاران بيننده را مي گيرد و در آن دو نفر عاشق هم مي شوند و پس از ماجراهاي عجيب و غريب غير واقعي به هم مي رسند. اهالي عزيز سينماي ما هم كه به تازگي بازار خوبي از اين به اصطلاح فيلمهابه دست آورده اند. به راستي ديدن يا نديدن همچين فيلمهايي چه سودي براي مخاطب دارد و نويسنده فيلمنامه و كارگردان و ....... چه خدمتي به مردم كرده اند؟
برخي عقيده دارند كه اين نوع كتابها مردم را با كتاب آشتي مي دهد و فرهنگ مطالعه را در آنها به وجود مي آورد. امّا به اعتقاد بنده اين كتابها با عادت دادن خواننده به ظاهر فريبنده و باطن دروغينشان آنها را از هر گونه مطالعه جدي دور نگه مي دارند.
خواندن كتابهاي با محتواي كم مي تواند مي تواند فرهنگ مطالعه را نهادينه كند به شرطي كه اين كتابها مبتذل نباشند. قبلاً هم اشاره شد كه كتابهاي هري پاتر و ارباب حلقه ها نوجوانان اروپايي را شيفته كتاب كردند.
باز هم اشاره به عشق در ادبيات مي كنم. رمان هاي بزرگ پر از عشق هاي زيبا و پر شكوه هستند كه براي هر عاشقي خواندن آنها لذت بخش است امّا نويسنده فراموش نمي كند كه عشق يكي از جنبه هاي زندگي است و آدمهاي واقعي صدها غم و شادي و مشكل ديگر هم دارند. داستان بايد بر اساس زندگي و براي زندگي بيان شده باشد. همانطور كه تاتر زندگي بر روي صحنه است كتاب هم بايد آينه اي كاغذي باشد كه خواننده خود را در آن ببيند و از تجربه داستان عبرت بگيرد و اشتباهات شخصيتهاب داستان را تكرار نكند.
اگر يكي از اين دست نويسندگان را مي شناسيد به او بگوييد كه نويسنده پيش از اديب بودن بايد متعهد باشد.
در پايان چند نوشته عهاشقانه از نويسندگان بزرگ را به عزيزان تقديم مي كنم. آيا اين نوشته ها شكوه عشق نيستند؟ :
اين دختر،نه اين فرشته، براي من سرچشمه تعجب و الهامي ناگفتني بود. وجودش لطيف و دست نزدني بود. او بود كه حس كه حس پرستش را در من توليد مي كرد.......
بوف كور- صادق هدايت
گوشم نزديك رانش بود، زمزمه خوت را كه توي رگهاي كبود مرمرش عبور ميكرد احساس كردم و تپش پر كينه قلبش را زير پوست سنگينش شنيدم. خيال كردم كه الان است كه دستهاش را دور گردنم حلقه كند، الان است كه درد محروميت هاي يك عمر،بازوهايش را براي انتقام كشيدن به حرت در آورد. الالن است كه كينه عقيم مانده تمناي محبوش او انگشتهايش را در سينه من فرو كند.......
زن پشت در مفرغي
مجموعه درها و ديوارهاي بزرگ چين- احمد شاملو
چشمش كه به افتاد، نخست آن آشناي هزار ساله را ديد و عمق جادويي آن درياچه نامسكون را. نا اميدي به احشايش چنگ زد،رنگ پريده او را ديد و لپ هاي آويزان را. بعد توبت رسيد به به سومين تصوير، رنگهاي مژه هاي بلند و برگشته اي را ديد كه به نرمي جهت مي داد به تشعشعات خيره كننده آن دو الماس بي طاقت.......
چاه بابل-رضا قاسمي
عزيز من...عمرمن!عصباني نشويد عزيزم،مرا بكشيد، فكر كنيد مار هستم،زير پايتان له ام كنيد....... من تن لخت شما را نديدم و نمي بينم و دلم هم نمي خواهد ببينم. عزيز من، خوشكل من آنقدر نمي بينم كه حتي لازم نيست خودتان را بپوشانيد......
مغروق- يك صحنه كوچك- آنتوان چخوف
در مورد فوايد كتاب و كتابخواني همه ما مي دانيم و قصد ندارم با ياد آوري اين موضوع وقت شما را بگيرم. در اين جا قصد دارم به بررسي علتهاي قهر كردن جامعه ما با كتاب بپردازم.
دوري ايرانيان از مطالعه علت هاي زيادي دارد كه سعي مي كنم به چند تاي آنها اشاره كنم. من موضوع را براي راحتي كار به دو بخش تقسيم مي كنم
1- كساني كه كتاب نمي خوانند
2- قهر كتابخوانها با كتاب!
امروز به مهمترين علت كه بين هر دو گروه مشترك است مي پردازيم:
فقدان فرهنگ مطالعه در جامعه
اكثر مردم رفاقت و برخوردي با كتاب ندارند و ميزان مطالعه روزانه آنها به يك دقيقه هم نمي رسد با اين وجود از فرزندانشان انتظار مطالعه درسي را دارند. فهم و حوصله درگيري با كتابهاي خشك درسي نيازمند به اين است كه فرد قبلاً مطالعه داشته باشد و درگيري با كلمات را ياد گرفته باشد. كسي كه نتوانسته با رمانها و داستانهاي ساده ارتباط برقرار كند چگونه ميتواند با جملات تئوريك و خشك كتاب درسي برخورد نزديك داشته باشد؟
ريشه اين مشكل در تربيت خانوادگي است. براي كودك معيار درستي و نادرستي والدين هستند و به قولي پدر و مادر حكم خدا را دارند. كودكان در يادگيري توجه چنداني به گفته هاي والدين ندارند بلكه اعمال آنها را مشاهده كرده و در ضمير ناخود آگاهشان شيوه زندگي والدين را ضبط مي كنند. ضرب المثل " گرگزاده عاقبت گرگ شود" بيانگر همين مطلب است كه بخش عظيمي از هويت هر فرد را والدين او تشكيل مي دهند و فرزند سرانجام به راه آنها خواهد رفت.
هنگامي كه كودك هيچ گاه كتابي را در دست والدين مشاهده نمي كند و يا حتي هفته اي يكبار هم روزنامه اي وارد خانه آنها نمي شود، كتاب در نظر كودك موجودي غريبه خواهد بود كه والدين ( معيار همه چيز) بدون هيچ مشكلي آنرا كنار گذاشته اند. در دوران دبستان (مقطع بسيار حساس آموزشي) ، هيچ گونه تشويق يا تنبيهي در مورد مطالعه كودكان از سوي معلمان و والدين وجود ندارد. بايد توجه كرد كه در اين دوران كودكان اعمالشان را بر اساس جايزه و محروميت (روحي يا مادي) تنظيم ميكنند. هنگامي كه عملي موجب تشويق نگردد، براي كودك بي اثر بوده و تمايلي به شروع يا تكرار عمل ايجاد نمي كند.
آموزش و پرورش و آموزش عالي ما كه همگان به نقص آن اعتراف دارند هم مقصر است. مطالعه و كتابخواني هيچ تاثيري در موفقيت تحصيلي و نمرات فرد، از دبستان تا پايان دانشگاه ندارد. امّا در كشورهاي جهان اول بسياري از درسها به شيوه اي تنظيم شده كه دانش آموز ناچار به مطالعه مي باشد و البته بايد توجه كرد كه كتابهاي معرفي شده توسط سيستم هاي آموزشي هم به گونه اي هدفمند، دانش آموز را صاحب فرهنگ و عادت به مطالعه مي كنند. آموزش و پرورش ما بايد كاري كند كه برخوردش با كتاب تنها در انشاي هفته كتاب نباشد. بسياري از معلمان با جزوه اي بار آوردن دانش آموز فرصت اندك مطالعه درسي را هم از او ميگيرند.
موضوع ديگر عدم موفقيت كانون فرهنگي آموزش به جهت دادن مطالعه در دانش آموزان است. بسياري از دانش آموزان مطالعه را شروع مي كنند امّا با توجه به نا آگاهي والدين و معلمان به زودي آنرا كنار مي گذارند. كتابهاي اوليه كودكان بايد به شكلي باشد كه به دليل رابطه نزديك با روحيات كودك و نوجوان آنها را جذب كرده و عادت كتابخواني را در آنها نهادينه كند. به عنوان مثال در سالهاي اخير، دانش آموزان اروپايي با مطالعه چند جلد كتاب هري پاتر و ارباب حلقه ها و ... با كتاب انس گرفتند و مطالعه به بخشي از زندگي روزانه آنها تبديل شده است. با بسياري از دوستان اهل علم كه صحبت مي كردم علت علاقه به علم و تحصيلات دانشگاهي در رشته هاي علمي را اين مي دانند كه در كودكي با كتابهاي ژول ورن شيفته علم شده اند. مي بينيم كه هدايت صحيح مطالعاتي مي تواند سرنوشت فردي را تايين كند.
آخرين موردي كه اشاره ميكنم نقش صدا و سيما است. ميزان مشاهده تلوزيون در ايران زياد است و ما در صدر آمار مشاهده تلوزيون در جهان قرار داريم.( هميشه در چيزهاي بد ركورد داريم، چرا؟) تلوزيون در جامعه ما نقش آموزشي فراواني دارد. متاسفانه برنامه ها و سريالهاي تلوزيوني جز در ترويج نگاه سطحي به زندگي آموزش ديگري ندارد و در اين ميان آموزش مطالعه برابر با صفر است.
بررسي ها نشان داده، از وقتي بازيگران تلوزيون كمربند ايمني را مي بندند، مردم بيشتر به صورت داوطلبانه اين عمل را انجام مي دهند. امّا به بسياري از مسائل توجه نمي شود و به عنوان مثال در دست هيچ كدام از بازيگران و حتي شخصيتهاي تحصيلكرده فيلمها، كتابي مشاهده نمي شود.
اين بحث را در اينجا به پايان مي برم و در ادامه سعي مي كنم به ديگر جنبه هاي اين معضل اجتماعي بپردازم.
بحث فرهنگ مطالعه گسترده و پيچيده است و عقل و اطلاعات بنده محدود. اميدوارم شما با نظراتتان در اصلاح اشتباهات يا بسط مطلب كمك نماييد.